سفارش تبلیغ
صبا
آن که مردم را به خدا خواند و خود به کار نپردازد ، چون تیرافکنى است که از کمان بى‏زه تیر اندازد . [نهج البلاغه]
 
جمعه 91 دی 1 , ساعت 2:0 عصر


یکشنبه 91 آذر 12 , ساعت 7:18 عصر

یاش اویسور


یکشنبه 91 آذر 12 , ساعت 7:15 عصر

مجتبی


یکشنبه 91 آذر 12 , ساعت 7:10 عصر

بتلیجه

بتلیجهبتلیجه


جمعه 91 آذر 10 , ساعت 8:9 عصر

غبارروبی توسط فرهنگیان فریدن


جمعه 91 آذر 10 , ساعت 7:40 عصر

شهید علی قجاوند


جمعه 91 آذر 10 , ساعت 7:34 عصر

شهید احمد مال امیری


جمعه 91 آذر 10 , ساعت 11:12 صبح

سردار اصغر قجاوند


جمعه 91 آذر 10 , ساعت 11:10 صبح

تفسیر ادبی عرفانی آیات مخاطبات ( 72 ـ 240 )

قنـدیـل عــرش


آیه 157سـوره اعـراف :

بســم الله الــرحمـــن الرحیـــم

اَلَّذِینَ یتَّبِعُــونَ الـرَّسُـولَ النَّبِی الاُمِّی الَّــــذِی...

این آیت اظهار فضیلت های مصطفی(ص) است

و بیان فضایـــل و خصـــایص او،

خـداونــد او را بستود و برجهانیان برگزید،

و نبوت و رسالت برای او بپسندید،

و خاتم پیغمبران و مقـتــدای جهــانیــان کرد،

هـرچند که او امّی بود

و کتاب نخوانده و ننوشته،

عـلـم اولین و آخرین دانست،

و شرایع و احکام دین و مکارم اخلاق را بیان کرد،

و اخـبـــار پیشـــــینیان

و آئین رفتگان

و سرگذشت ایشان خـبــــرداد

و به لفظ شـیــرین و بیان پر آفـــریـــن

به همه آنها اشـــارت کرد،

که خــداونــــد درباره او فرمود:

خـزینــه اسـرار فـطـرت محـمـــد(ص) را

مُهــری بــرنهــادیــم

و طمـــع ها از دریافــت آن ببــریــدیم که :

(فَاَوحی اِلی عَـبــدِهِ ما اَوحی)

#########################

آن روز که ازمکّـــــه هجـرت کرد

و روی بسوی مدینـــــــــــه نهاد

به خیمه ای رسید،

صاحب خیمه چون روی مبارک رسول الله(ص) را دید،

در وی متحـیــر شـد! و گفت:

ای مرد تو کیستی؟

حـــوری از بهشت آمده ای؟

ماهی از آسمان به زیر آمده ای؟

رضوانی که از فـردوس آمده ای؟

قـنـدیـــــــــــل عــرشــــــی

که در دنیــــــا افروخته ای؟

توقیع لوحی که عیان گشته ای؟

شمع طرازی که روان گشته ای؟

صورت بختی که نقاب برداشته ای؟

کمند دل هائی؟

بند جان هائی؟

که این چنین گوی جمال ربوده ای؟

کیمیای جـمالی که جهان نگاشتـه ای؟

روشـنـــائی آفتاب و ماهی کـه پدید آمـده ای؟

یا نــــــــــــور خـــــــــــــــــدائی کـه پدیدار گـشـتـه ای؟!!

#########################

محـمــد مصطفی (ص)در تواضع چنان بود

که قرص نانی از درویش قبول کردی

و دنیا جمله به یک درویـش دادی،

و منّت بر او ننهـادی،

با یتیمی راز کردی،

با جـبــرئـیـــل نـــــاز کردی!

به آسمان ها و عـرش پـــــرواز کردی !

با غــریب بنشــــــستی و با شُبهَـت ننگـریستی،

به میهـمـانی عجـوز برفـتــی

و از عرش و مادون آن همت برگـذاشتی،

با مسکـیـن هم زانو بنشستی،

بیوه زن را ردا بیفکـندی

و بساط در ســـدرة المنتهی نیفکـنـدی!

رحیـــم دلی،

خوش سخنی،

نیــک مــــردی،

نیـــک عهــــدی،

راست عهــــدی,

عـــزیــز قــــدری،

محمد(ص) نامی،

ابوالـقـــاسم کـنیـتـی،

مصطفی لـقـبـی،

هزاران هـزار صـلـوات و ســلام خـــدای

بر روح پاک و روان مقــــدس او بـاد! آمین

*******************************************

اِنَّ اللهَ وَ مَلائِکَـتَــهُ یُصَـلّـُـونَ عَـلَـی النَّبِیُّ

یا اَیُّهَـــا الَّـذِینَ آمَنُــوا صَـلّـُـوا عَـلَـیــهِ وَ سَلِّـمـُوا تَسـلِـیـمـاً


زیارت ناحیـه مقدّسه

گزارشی است که گزارشگر آن ، ولیّ خدا ،

و انتقام گیرنده خون آن امام معصوم و مظلوم است،

همه روزه فرازهــایی از این سوگنــــامه

و خون گریـــــه مولایمـــان صاحب الزمــــان (عج) را ،

همنــــــــــوا با ایشــــــــان زمزمه می کنیم

تا شایدمرهمی باشد بر قلب مجروح رسول الله (ص)

و ائمه معصومین و مولایمان

امام مهدی (عج ) علیهم السلام باشد.

**************( فراز ششــم ) **************

اَلسَّلامُ عَلى مَنْ نُکِثَتْ ذِمَّـتُهُ،

أَلسَّلامُ عَلى مَنْ هُتِکَتْ حُرْمَتُهُ،

أَلسَّلامُ عَلى مَنْ اُریقَ بِالظُّـلْمِ دَمُهُ،

أَلسَّلامُ عَلَى الْمُغَسَّلِ بِدَمِ الْجِراحِ،

أَلسَّلامُ عَلَى الْمُجَـرَّعِ بِکَأْساتِ الرِّماحِ

أَلسَّلامُ عَلَى الْمُضامِ الْمُسْتَباحِ،

أَلسَّلامُ عَلَى الْمَنْحُورِ فِى الْوَرى،

أَلسَّلامُ عَلى مَنْ دَفَنَهُ أَهْـلُ الْقُرى،

اَلسَّلامُ عَلَى الْمَقْطُوعِ الْوَتینِ،

أَلسَّلامُ عَلَى الْمُحامی بِلا مُعین،

أَلسَّلامُ عَلَى الشَّیْبِ الْخَضیبِ،

أَلسَّلامُ عَلَى الْخَدِّ التَّریبِ،

اَلسَّلامُ عَلَى الْبَدَنِ السَّلیبِ،

أَلسَّلامُ عَلَى الثَّغْرِ الْمَقْرُوعِبِالْقَضیبِ،

أَلسَّلامُ عَلَى الرَّأْسِ الْمَرْفُوعِ،

أَلسَّلامُ عَلَى الاَْجْسامِ الْعارِیَةِ فِى الْفَلَواتِ،

تَنْـهَِشُهَا الذِّئابُ الْعادِیاتُ، وَ تَخْتَلِفُ إِلَیْهَا السِّباعُ الضّـارِیاتُ،

أَلسَّلامُ عَلَیْک َ یا مَوْلاىَ وَ عَلَى الْمَلآ ئِکَةِ الْمُرَفْرِفینَ حَوْلَ قُبَّتِک َ ،

الْحافّینَ بِتُرْبَتِکَ، الطّـآئِفینَ بِعَرْصَتِک َ ، الْوارِدینَ لِزِیارَتِک َ ،

سلام بر آن کسى که عهد و پیمانش شکسته شد،

سلام بر آن کسى که پرده حُرمَتش دریده شد،

سلام بر آن کسى که خونش به ظلم ریخته شد،

سلام بر آن که با خونِ زخم هایش شست و شو داده شد،

سلام بر آن که از جام هاى نیزه ها جرعه نوشید،

سلام بر آن مظلومى که خونش مباح گردید،

سلام بر آن که در ملأ عام سرشبریده شد،

سلام بر آن که اهل قریه ها دفنش نمودند،

سلام بر آن که شاه رَگش بریده شد،

سلام بر آن مدافعِ بى یاور،

سلام بر آن مَحاسنِ بخون خضاب شده،

سلام بر آن گونه خاک آلوده،

سلام بر آن بدنِ برهنه ،

سلام بر آن دندانِ چوب خورده ،

سلام بر آن سرِ بالاى نیزه رفته،

سلام بر آن بدن هاى برهنه و عریانى که در

بیابانها (ىِ کربلاء) گُرگ هاى تجاوزگر به آن دندان مى آلودند،

و درندگان خونخوار بر گِردِ آن مى گشتند،

سلام بر تو اى مولاى من و برفرشتـگانى که

بر گِـردِ بارگاه تو پَر مى کِشند ،

و اطرافِ تُربتـت اجتماع کرده اند،

و در آستانِ تو طواف مى کنند،

و براى زیارت تو وارد مى شوند،


یکشنبه 91 آبان 21 , ساعت 10:8 عصر

میان خاک سر از آسمان در آوردیم

چقدر قمری بی آشیان در آوردیم

وجب وجب تن این خاک مرده را کندیم

چقدر خاطره ی نیمه جان در آوردیم

چقدر چفیه و پوتین و مهر و انگشتر

چقدر آینه و شمعدان در آوردیم

لبان سوخته ات را شبانه از دل خاک

درست موسم خرما پزان در آوردیم

به زیر خاک به خاکستری رضا بودیم

عجیب بود که آتشفشان در آوردیم

به حیرتیم که ای خاک پیر با برکت

چقدر از دل سنگت جوان در آوردیم

چقدر خیره به دنبال ارغوان گشتیم

زخاک تیره ولی استخوان در آوردیم

شما حماسه سرودید و ما به نام شما

فقط ترانه سرودیم - نان در آوردیم -

برای این که بگوییم با شما بودیم

چقدر از خودمان داستان در آوردیم *

به بازی اش نگرفتند و ما چه بازی ها

برای این سر بی خانمان در آوردیم

و آب های جهان تا از آسیاب افتاد

قلم به دست شدیم و زبان در آوردیم

سعید بیابانکی


   1   2      >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ