سفارش تبلیغ
صبا
با کسی که به او می آموزید و نیز کسی که از او فرا می گیرید، نرمی کنید . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
 
چهارشنبه 90 مهر 27 , ساعت 2:10 عصر
رهبر معظم انقلاب در اجتماع عظیم مردم کنگاور:
نگرانی دشمن از الگو شدن ایران در بیداری‌اسلامی/ مبادا کسی به خواست دشمن در سیاه‌نمایی اوضاع کمک کند
 

 

رهبر معظم انقلاب اسلامی در هشتمین روز از سفر به استان کرمانشاه در جمع بسیار پُر شور "مردم کنگاور و شهرهای اطراف" با استناد به پیشرفت‌های ملت بزرگ ایران در سه دهه اخیر تأکید کردند: ملت عزیز ما که بخش‌های بسیار دشوار راه منتخب خود را، با افتخار و قدرت پشت سر گذشته، ضمن قانع نشدن به دستاوردهای خود، از این پس نیز با "وحدت و امید و استقامت"، همه مراحل پیش رو را با موفقیت طی خواهد کرد.

حضرت آیت الله خامنه ای با تجلیل از حضور بسیار گرم و محبت آمیز جوانان و مردان و زنان مؤمن کنگاور و شهرهای صحنه، سنقر، هرسین در ورزشگاه شهید  قلی‌وند کنگاور، اینگونه اجتماعات عظیم را مخصوص ایران و نشان‌دهنده مهر و محبت متقابل مردم و مسئولان خواندند.

ایشان روحیه شاداب، اعتماد به نفس، آمادگی برای کار و وفاداری به انقلاب را از ویژگی‌های بارز مردم این منطقه و سراسر کشوردانستند و افزودند: همین خصوصیات عزت آفرین، عبور انقلاب و نظام را از مراحل بسیار دشوار و پیچ های خطرناک تضمین کرده و خواهد کرد.

حضرت آیت الله خامنه ای با تاکید بر استقامت ملی و استمرار حرکت عمومی ملت بزرگوار ایران، قانع شدن به دستاوردهای میانی راه و از سوی دیگر نا امیدی از تحقق اهداف نهایی را دو آفت بزرگ توقف زا در این مسیر برشمردند و افزودند: ملت عظیم الشأن ایران، در وسط راه "تعالی و پیشرفت و افتخار" توقف نمی کنند و با اطاعت از فرمان پروردگار کریم در قرآن مجید، با قدم‌های استوار و محکم راه خود را تا رسیدن به جامعه اسلامی و برخوردار از عدالت، طراوت، آگاهی و مردم سالاری حقیقی ادامه خواهد داد.

رهبر انقلاب اسلامی، یکپارچگی ملی را شرط دیگر استمرار موفقیت های نظام دانستند و افزودند: خوشبختانه میان قشرهای مختلف مردم و میان مردم و مسئولان وحدت خوبی برقرار است که باید عمیق تر و گسترده تر شود و محبت و حسن ظنّ متقابل افزایش یابد.

حضرت آیت الله خامنه ای نسل جوان، تحصیلکرده، آگاه و برخوردار از خصوصیات مثبت انقلاب را، مایه امید نظام و ملت دانستند و خاطر نشان کردند: دشمن در صدد است با انواع روشها از جمله سیاه نمایی، در سد مستحکم و حرکت امیدوارانه و مستمر ملت، اخلال ایجاد کند.

رهبر انقلاب اسلامی، با اشاره به بی غیرتی سردمداران رژیم طاغوت و تبعیت آنها از دستورات و سیاست‌های آمریکا و انگلیس، افزودند: دشمن از این می سوزد که ایران در پرتو انقلاب اسلامی از پایگاه مطیع و رام آنان، به کشور و ملتی تبدیل شده که سینه خود را در مقابل سلطه گران سپر کرده است و با عزت و استقلال کامل، با زیاده خواهی و زورگویی مقابله می کند.

ایشان در ریشه یابی علت خشم و عصبانیت آمریکایی‌ها از ملت ایران، به اعتراف مقامات آمریکایی درباره تأثیر ایران اسلامی در ناکام ماندن سیاست‌های آمریکا به‌ویژه در خاورمیانه اشاره کردند و افزودند: شیاطین می دانند که چشم ملت‌های بیدار شده منطقه، به کشور عزیزِ ما دوخته شده است به همین دلیل تمام روش‌ها و امکانات را به کار گرفته اند تا "ایران و ایرانی" الگوی حرکت عظیم بیداری اسلامی نشوند و خط ایستادگی ملت ایران در میان دیگر ملت‌ها رواج نیابد.

حضرت آیت الله خامنه ای با استناد به تلاش دشمنان برای سیاه نمایی اوضاع کشور از طریق بزرگ کردن ضعف ها و کم‌رنگ کردن پیشرفت‌ها، همگان به‌ویژه اهل قلم، اصحاب مطبوعات و صاحبان تریبون و رسانه را به مراقبت و هوشیاری در این زمینه فرا خواندند و افزودند: مبادا کسی دانسته یا ندانسته با اظهار نظر، حرف و یا نوشته خود به این خواست دشمن کمک کند.

رهبر انقلاب اسلامی در ادامه همین بحث، مسئولان سطوح مختلف کشور را نیز به گسترش تلاش برای رفع مشکلات مردم واز بین بردن کاستی ها توصیه موکد کردند.

ایشان در بخش دیگری از سخنانشان با تحسین دوباره خصوصیات مردم سراسر استان کرمانشاه افزودند: مردم منطقه کنگاور علاوه بر آن خصوصیات، از دیرباز، میزبان راهیان کربلای معلی و منزلگاه عاشقان حسینی بوده اند و با علاقه عمیق به دین و روحانیت، در دفاع مقدس و دیگر امتحانات الهی، کارنامه درخشانی داشته اند و همین خصوصیات آینده روشن تر آنها را به ارمغان خواهد آورد.

در ابتدای این دیدار امام جمعه شهرستان کنگاور ضمن خیر مقدم به رهبر معظم انقلاب اسلامی به رشادت‌ها و جان‌فشانی مردم منطقه در زمان دفاع مقدس اشاره کرد و گفت: این مردم ولایت‌مدار همچنان استوار در راه آرمانهای انقلاب، امام راحل و شهدا گام بر می دارند و توقع دارند مسئولان اجرایی به مشکلات این منطقه خصوصاً اشتغال توجه ویژه ای داشته باشند.

حضرت آیت الله خامنه ای در بدو ورود به شهرستان کنگاور، با حضور در گلزار شهدا ، و قرائت فاتحه، یاد و خاطره‌ی رشادتهای رزمندگان و شهدای این منطقه را گرامی داشتند.


یکشنبه 90 مهر 24 , ساعت 7:14 صبح

مراسم شهید


یکشنبه 90 مهر 24 , ساعت 7:12 صبح

شهید احمد رضا خلجی


یکشنبه 90 مهر 24 , ساعت 7:11 صبح

مراسم شهید خلجی


یکشنبه 90 مهر 24 , ساعت 7:10 صبح

سالگرد شهید احمد خلجی 1389


یکشنبه 90 مهر 24 , ساعت 7:9 صبح

شهید احمد خلجی


شنبه 90 مهر 23 , ساعت 7:13 صبح

وقتی راجع به شهدای نوجوان حرف زده میشه اول از همه یاد شهید فهمیده یا بهنام محمدی تو ذهنمون میاد ولی واقعیت اینه که تو جنگمون صدها بهنام محمدی ها و شهید فهمیده ها داشتیم که متاسفانه یا اصلا چیزی راجعشون گفته نشده یا خیلی کم بهشون پرداخته شده. قبل تر و تو "وصیت نامه صوتی شهید 12 ساله" و "بزرگ پهلوان کوچک" راجع به دو تا از این شهدای نوجوان مطالبی گفته شد. به لطف خدا و مدد خود شهدا قراره ایشالله تو این پست از یکی دیگه از اون بزرگمردهای کوچیک یادی بشه و همراهشون بشیم تو قافله شهداء....


شهید نوجوان علیرضا محمودی - قافله شهداء


فکر می کنم بارها عکس بالا رو دیده باشین. این عکس نوجوان 13 ساله ی کرجی شهید علیرضا محمودی پارساست که چند روز قبل از شهادتش گرفته شده که معصومیتی خاص رو تداعی می کنه. وقتی تو زندگی این نوجوان سیر می کنیم می بینیم که چطور جبهه به فرموده حضرت روح الله(ره) دانشگاه بوده و چطور مس وجودها رو طلا می کرده. عشق واقعی به شهادت رو میشه تو گوشه گوشه ی زندگی به ظاهر کوتاه علیرضا و دست نوشته ها و آثار بجا مونده ازش لمس کرد، چیزی که شاید برای خیلی از مسن های این زمان گفتنش هم سخت باشه، ملکه ی ذهن و رفتاری شهید علیرضا محمودیه....
برای شروع چند فرازی از توبه نامه ی ایشون رو اینجا ذکر می کنیم؛ فقط قبل از خوندن یادمون باشه که این توبه نامه کسی است که هنوز به سن تکلیف نرسیده ولی نگران ترک اولی هایی است که ازش سر زده.....
فرازهایی از توبه نامه شهید 13 ساله کرجی - شهید محمودی:
بار خدایا از کارهایی که کرده ام به تو پناه می برم از جمله :
شهید نوجوان علیرضا محمودی - قافله شهداءاز این که حسد کردم...
از این که تظاهر به مطلبی کردم که اصلاً نمی دانستم...
از این که زیبایی قلمم را به رخ کسی کشیدم....
از این که در غذا خوردن به یاد فقیران نبودم....
از این که مرگ را فراموش کردم....
از این که در راهت سستی و تنبلی کردم....
از این که عفت زبانم را به لغات بیهوده آلودم.....
از این که در سطح پایین ترین افراد جامعه زندگی نکردم....
از این که منتظر بودم تا دیگران به من سلام کنند....
از این که شب بهر نماز شب بیدار نشدم....
از این که دیگران را به کسی خنداندم، غافل از این که خود خنده دارتر از همه هستم....
از این که لحظه ای به ابدی بودن دنیا و تجملاتش فکر کردم....
از این که در مقابل متکبرها، متکبرترین و در مقابل اشخاص متواضع، متواضع تر نبودم....
از این که شکمم سیر بود و یاد گرسنگان نبودم....
از این که زبانم گفت بفرمایید ولی دلم گفت نفرمایید.
از این که نشان دادم کاره ای هستم، خدا کند که پست و مقام پستمان نکند....
از این که ایمانم به بنده ات بیشتر از ایمانم به تو بود....
از این که منتظر تعریف و تمجید دیگران بودم، غافل از این که تو بهتر از دیگران می نویسی و با حافظه تری.....
از این که در سخن گفتن و راه رفتن ادای دیگران را درآوردم....
از این که پولی بخشیدم و دلم خواست از من تشکر کنند....
از این که از گفتن مطالب غیر لازم خودداری نکردم و پرحرفی کردم....
از این که کاری را که باید فی سبیل الله می کردم نفع شخصی مصلحت یا رضایت دیگران را نیز در نظر داشتم....
از این که نماز را بی معنی خواندم و حواسم جای دیگری بود، در نتیجه دچار شک در نماز شدم....
از این که بی دلیل خندیدم و کمتر سعی کردم جدی باشم و یا هر کسی را مسخره کردم....
از این که " خدا می بیند " را در همه کارهایم دخالت ندادم....
از این که کسی صدایم زد اما من خودم را از روی ترس و یا جهل، یا حسد و یا ... به نشنیدن زدم....
از ......
و.....
و این هم فرازهایی از دلنوشته ی شهید که در مراسم همرزمش رضا جهازی خواند:


ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بأن لهم الجنة
السلام علیک یا اباعبدالله،السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین


شهید نوجوان علیرضا محمودی - قافله شهداءبا سلام بر هم وطنم، هم دینم، دوستم، هم سفرم، همسنگرم، هم رزمم، آموزگارم، خواننده قرآنم، گوینده حدیثم، رهرو راه حسین، عاشق دین حسین، عاشق رزم حسین، عاشق مرگ حسین، رضای خدایم و رضای دینم، رضا، رضا جهازی.
رضا جان! چگونه نامت را بر زبان آورم؟ رضا جان! چگونه یادت را بر دلم اندازم، آخر من لایق نیستم. من حتی لایق نبودم با تو دوست باشم. رضا جان! اگر می دانستم چنین لیاقتی داری حتی زبانم را به سخن گفتن با تو باز نمی کردم.
رضا جان! اگر می دانستم چنین لیاقتی داری بیشتر به سخنانت توجه می کردم و بیشتر از منبع سرشار الهی که در وجودت شراره گرفته بود، استفاده می کردم. ولی افسوس، صد افسوس، هزار افسوس که ندانستم و قدر نداشتم. من باید بیشتر در کارهایت دقت می کردم تا می فهمیدم که تو کیستی و سرانجامت چیست؟
خاطراتت در ذهن من هر لحظه می گردد و می چرخد و در هر چرخش جگرم را می سوزاند. رضا جان! می خواهم از کارهایت برای میهمانانت بگویم ولی نمی دانم کدامین را بگویم. از آشناییت در اولین بار بگویم که از روز اول شجاعتت را دیدم یا از علمت در مدرسه. رضا جان! می خواهم بگویم که برای رفتن به جبهه چه گریه ها که نزد خانواده و در سپاه و در پادگان های مختلف نکردی ولی یادم به گریه های دعای کمیل و توسلت افتاد. چه گریه ها که نکردی و چه اشک ها که نریختی. رضا جان! می خواهم بگویم که چقدر به بی حجاب ها تذکر می دادی ولی یادم به تذکرات تو در جلسه های قرآنی که تو در جبهه تشکیل می دادی می افتد و مرا گیج و مبهوت می کند.
و تو چه "اِرجعی" زیبایی داشتی. واقعاً زیبا و حسرت آور بود.
ای مردم بدانید رضا به قرآن خیلی اهمیت می داد. او از همین قرآن بود که به این زودی و به این زیبایی به سوی خدا پر کشید. او همیشه سر پست یک یا چند آیه یا یک سوره از قرآن را حفظ می کرد و مرتب می خواند و صبح برای ما می گفت.
رضا جان! در این خط می خواهم یکی از آن چند باری که خیلی گریه کردی را برای مهمانانت بگویم. ولی این بار مثل هر دفعه نبود. فکر کنم خودت که در این مجلسی حدس زده باشی. و فکر کنم مهمانانت هم حدس زده باشند. آری همان بار، همان شب.
همان شبی که شب دیگر را به دنبال نداشت و دیگر شب از تو خجالت می کشید که پرده سیاهش را به روی عالم بیندازد. من در آن لحظات خیلی درس گرفتم. چقدر خوب لحظه ای بود. چه عاشقانه و چه عارفانه ! از یک نوجوان 14 ساله چه توقع است؟ او عرفان را از که آموخته بود؟ آخر او در کدام مکتب این عشق را آموخته و به این زیبایی سروده؟ او در شب حمله آنقدر اشک ریخت و امام زمانش را صدا زد تا بالاخره شهادت نامه اش را به امضا رسانید.
شهید نوجوان علیرضا محمودی - قافله شهداءرضا جان! من می روم که راهت را ادامه دهم. می روم تا کربلا را بگیرم. بدان ای حسین(ع)! رضا برای رسیدن به تو جلو دوید. رضا برای بوسیدن بارگاه تو بعد از فرمان حمله اولین آتش کننده اسلحه اش بود.
رضا جان! من می روم که راهت را ادامه دهم و تو نیز در این راه یاریم ده. رضا جان! دلم می خواهد یک بار دیگر چهره ات را ببینم ولی افسوس که تو کجا و من کجا؟ تو شهیدی شهید. ولی من دارای نفسی کثیف و آلوده. ان شاء الله که با عمل کردن به قرآن و گفتار امام و وصیت نامه شهدا به خصوص شهید رضا جهازی خود را در خط دین انداخته و از مکتب و اسلاممان محافظت و آن را صادر نماییم....

و این هم فرازهایی از وصیت نامه شهید:
....اینک که انقلاب پرشکوه اسلامی به اوج خود رسیده است، خوب است که همگی دست در دست یکدیگر نهاده و در پیشبرد انقلاب کوشش کنیم.
آمریکای جهانخوار و هم پیمانانش برای شکست این انقلاب حداکثر تلاش خود را می کنند، اما ما می دانیم ید الله فوق ایدیهم، دست خدا بالاترین دستهاست و این دست خداست که توطئه های دشمنان جهانخوار را در هم می کوبد.
سعی کنید امام را یاری دهید و بیشتر به سوی جبهه ها روانه شوید و بدانید کمک به رزمندگان اسلام، کمک به لشکر امام زمان است.
ای ملت مسلمان سراسر جهان به پا خیزید و توطئه های ابرنکبتان خونخوار را در هم کوبید. به پا خیزید و آسوده ننشینید که دشمنان اسلام در کمین هستند. اگر آسوده بنشینیم آن ها به پا می خیزند و قیام می کنند. قیام کنید آخر مگر امام خمینی شما را رهنمود ندادند که چرا قیام نمی کنید چرا ساکتید؟ مسئولیت شما در مقابل اسلام و مستضعفان بالاتر از این حرف هاست.
پدر و مادر عزیزم می دانم که برای من سختی های زیادی دیده اید و بی خوابی ها کشیده اید. من شما را خیلی دوست داشته و دارم ولی بدانید که من خدا و اسلامم را از شما بیشتر دوست دارم. خواهش می کنم که در مصیبت من گریه نکنید و اجر خودتان را ضایع نکنید و فقط طول عمر امام عزیز را از خدا بخواهید و در عزای من جشن وصال خدا را برپا کنید. و جشن شادی برپا کنید.


شهید نوجوان علیرضا محمودی - قافله شهداء

دانلود کلیپ مصاحبه گزارشگر سیما با شهید محمودی در جبهه با فرمت wmv و حجم 4.5 مگابایت
دانلود کلیپ شهید نوجوان علیرضا محمودی - قافله شهداء


دانلود کلیپ تصاویر و صوت شهید با فرمت wmv و حجم 6.6 مگابایت 
دانلود کلیپ شهید نوجوان علیرضا محمودی - قافله شهداء


دانلود صدای شهید: وصیت نامه - توبه نامه - سرود قرآنی - سرود برای همرزم شهیدش شهید جحازی 


پی نوشت:
- زبونم قاصره.... هنوز خیلی راه داریم.....
- تو همین رابطه اینا رو هم می تونین بخونین:
"وصیت نامه صوتی شهید 12 ساله" و "بزرگ پهلوان کوچک" و " اعتراف نامه شهید علمدار"
- نوای منتخب وبلاگ هم یه قسمت دیگه ای از صدای شهید علیرضا محمودیه... از دست ندین.
- اگه دوست دارید نوای وبلاگ رو در وبلاگ یا صفحه شخصی تون داشته باشید این کد رو در قسمت مدیریت قالبتون کپی کنین. این نوا تو مناسبت‌های مختلف و بدون نیاز به تغییر تو کدها توسط صاحب وبلاگ، تغییر می‌کنه.
- شکر خدا طرح 120 حزب، 120 شهید که تو ماه رمضان به قافله حال و هوای دیگه بخشیده بود با هفت تا کاروان و 860 شهید تکمیل شد. اگه خواستین اسامی شهدا و ختم ها رو ببینین، اینجا رو کلیک کنین


پنج شنبه 90 مهر 21 , ساعت 7:14 صبح

انا لله و انا الیه راجعون

برادر ارجمند جناب آقای سعید مال امیری

«و هر از گاه در گذر زمان در گذر بی صدای ثانیه های دنیای فانی،جرس کاروان از رحیل مسافری خبر می دهد که در سکونی، آغازی بی پایان را می سراید» درگذ شت مادر  گرامیتان را به شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض نموده برایشان از درگاه خداوند متعال مغفرت ، برای شما و سایر بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل خواهانم .


دوشنبه 90 مهر 18 , ساعت 7:22 صبح

موفق‌ترین انسان‌ها کسانی هستند که :

 توانسته‌اند در ذهن خود اندیشه‌های مثبت داشته باشند ،

 آنان که می‌پندارند «قادر نیستند» ، در واقع مثبت‌نگری را کنار گذاشته و در جنبه‌های منفی وقایع تمرکز کرده‌اند.

تفکر مثبت به شما کمک می کند تا از زندگی خود به بهترین شکل استفاده کنید. اولین قدم در مثبت کردن زندگی"آگاهی از احساسات " تفکرات " و باورهای شخصی است .

نکته کلیدی :افراد مثبت بیشتر به اهداف خود دست می یابند " سالم تر می مانند و در مقایسه با افراد دارای تفکر منفی " روابط بهتری بادیگران بر قرار می کنند.

تفکر مثبت رویکردی کلی است نسبت به زندگی و چیزی فراتر از تفکرات معمول شما است . تفکر مثبت یعنی تاکید بر نقاط مثبت به جای نقاط منفی در تمامی شرایط زندگی"داشتن فکر و احساس خوب در مورد خود به جای تحقیر دائمی" خوب فکر کردن در مورد دیگران و برقراری روابط حسنه با آنها " بهترین ها را از دنیا داشتن " و اعتماد به این که بهترین های دنیا نصیب شما خواهد شد.


یکشنبه 90 مهر 17 , ساعت 4:49 عصر
   1   2   3   4   5   >>   >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ